سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
22
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
حالى كه پيش از وارد آوردن جنايت ولى كوچكترين حقّى ندارد پس خد اين تعبير در روايت دلالت دارد بر اينكه ابراء پيش از استقرار جنايت صحيح نيست ، و امّا اينكه قبلا گفته شد ذكر [ ولىّ ] در روايت بخاطر آن است كه وى بعد از حصول تلف يا تباه شدن عضو مريض از طبيب مطالبه ضمان مىكند . بايد در جواب اين تقرير بگوئيم : اين توجيه تمام نبوده و كلّيت ندارد زيرا بسا طبابت منجر بحصول قتل يا تلف عضو نشده بلكه صرفا مريض در رن و تعب و ايذاء واقع مىشود پس اخذ بارئت از ولىّ در اين فرض لغو و بيهوده مىباشد . و چون ادلّه مزبور همانطورى كه تقرير شد ضعيف و غير قابل اعتناء است مرحوم ابن ادريس از اين رأى روى تافته و بعدم صحت ابراء قبل از جنايت قائل گرديده است و از نظر ما نيز رأى ايشان پسنديده و نيكو مىباشد . قوله : و الخبر سكونى : كلمه [ الخبر ] مبتداء و [ سكونى ] خبر آن است . قوله : لانّها اسقاط ما فى الذّمة : ضمير در [ لانّها ] به برائت راجعست . قوله : و ينبّه عليه : ضمير در [ عليه ] بضعف راجعست . قوله : اخذها من الولى : ضمير در [ اخذها ] بولىّ راجعست . قوله : اذ لا حق له قبل الجناية : اين عبارت علّت است براى [ ينبّه عليه ] و ضمير در [ له ] به ولىّ راجع است . قوله : و قد لا يصير اليه بتقدير عدم بلوغها القتل : ضمير در